جایگاه رجعت در اعتقادات شیعه
اعتقاد به رجعت از اصول دین نیست و معتقد نبودن به آن هم موجب کفر و خروج از دین نیست,بلکه از اصول مذهب امامیه است؛ به طورى که اعتقاد به اصل رجعت گروهى از مؤمنان و
رجعت

اعتقاد به رجعت از باورهاى مسلم و تردیدناپذیر شیعه است؛ تا بدانجا که پیروى مذهب تشیع و اعتقاد به رجعت متلازم یکدیگر بوده و برخى از یاران و پرورش یافتگان مکتب «اهل بیت» با همین صفت معرفى شده‏اند، و خرده‏گیران بر شیعه نیز همین اعتقاد را وسیله نکوهش و مخالفت خویش قرار داده‏اند.

اعتقاد به رجعت

همان‏طور که مى‏دانیم، دین در یک تقسیم‏بندى به اصول دین و فروع دین تقسیم مى‏شود و منظور از اصول دین، در این تقسیم، هرگونه اعتقاد معتبر دینى است که مربوط به بینش و شناخت خدا و جهان و انسان مى‏شود، و فروع دین، همان احکام عملى است که وظایف فردى و اجتماعى پیروان آن دین را بیان مى‏کند. به عبارت دیگر منظور از اصول دین، اساسى‏ترین و زیربنایى‏ترین امور اعتقادى است، در مقابل سایر امور اعتقادى که نسبت به آنها جنبه تبعى و فرعى دارند، آن اصول عبارتند از: توحید ، نبوت و معاد که ادیان الهى در سه اصل فوق مشترکند که این اصول در حقیقت پاسخى به روشنترین سؤالات فکرى انسانند. و طبیعى است که انکار هر یک از این سه اصل، موجب خروج از دین و اثبات کفر است.

امّا اصول مذهب: عبارت از این است که گاهى پیروان یک مکتب که در اصول بنیادى دین با یکدیگر مشترکند، برداشتها و تلقیات مختلفى از دستورات و پیام هاى دینى دارند، که موجب پیدایش روشهاى مختلفى در دین مى‏شود. این برداشتها و طرز تفکر خاص از مکتب با حفظ اصول و وجوه اشتراک را اصول مذهب مى‏گویند. عدم اعتقاد به این اصول موجب خروج از دین نمى‏شود، بلکه موجب خروج از آن طرز تفکر و برداشت خاص مى‏شود، مثل اعتقاد به عدل و امامت، که عدل از امور اعتقادى تابع توحید و امامت تابع نبوت است. از این‏رو، مى‏بینیم مذاهب مختلفى پدید آمده، همچون شیعه و سنّى که هر کدام طرز تفکر خاصى نسبت به امامت دارند.

اعتقاد به رجعت از اصول دین نیست و معتقد نبودن به آن هم موجب کفر و خروج از دین نیست، بلکه از اصول مذهب امامیه است؛ به طورى که اعتقاد به اصل رجعت گروهى از مؤمنان و کافران، به دنیا پیش از قیامت، ضرورى است. هر چند که باور داشتن جزئیات مسائلى که در رجعت اتفاق مى‏افتد لازم و ضرورى نیست.

بدون تردید همان‏گونه که انتظار فرج، عبادتى بس بزرگ است و نقش مهم و به سزایى در پویایى و تحرک جامعه ایفا مى‏کند، اعتقاد به رجعت و بازگشت، هنگام ظهور حضرت مهدى (عج) نیز مى‏تواند نقش مهم و به سزایى در نشاط دینى و امید در حکومت جهانى آن حضرت داشته باشد

در سخنان بسیارى از اندیشمندان کلامى، رجعت به عنوان یک امر اعتقادى مطرح شده، به طورى که اعتقاد به آن را ضرورى شمرده‏اند، به عنوان نمونه: مرحوم شبّر مى‏فرماید: «پس اعتقاد به اصل رجعت به طور اجمالى واجب است... هر چند که تفاصیل آن موکول به ائمه اهل البیت مى‏شود.»(8)

نکته شایان توجّه این است که مطالب یادشده مبنى بر ضرورت اعتقاد به رجعت، بدان معنى نیست که از دیدگاه عقاید شیعى، اصل رجعت در شمار اصول دین بوده و همپایه اعتقاد به توحید، نبوت و معاد مى‏باشد؛ بلکه بسان بسیارى از ضروریات دینى یا رویدادهاى تاریخى انکارناپذیر، از مسلمات قطعى محسوب مى‏گردد. به عنوان مثال: همه مسلمانان باور دارند که جنگ بدر، نخستین غزوه‏اى بود که بین مسلمانان و مشرکان مکّه در سال دوم هجرت به وقوع پیوست... اما قطعیّت چنین حادثه‏اى و اعتقاد به وقوع آن در زمره اصول عقاید اسلامى به شمار نمى‏آید. و با این همه، کسى ازمسلمانان را نیز یاراى انکار آن نیست.

بنابراین، «شیعه در عین اعتقاد به رجعت که آن را از مکتب ائمه اهلبیت (علیهم السلام) گرفته است، منکران رجعت را کافر نمى‏شمرد، زیرا رجعت از ضروریات مذهب شیعه است، نه از ضروریات اسلام؛ ازاین‏رو، رشته اخوت اسلامى را با دیگران به خاطر آن نمى‏گسلد، ولى به دفاع منطقى از عقیده خود ادامه مى‏دهد.» (9)

 

آثار اعتقاد به رجعت

درباره نقش اعتقاد به رجعت در زندگى شیعه، مى‏توان گفت که بدون تردید همان‏گونه که انتظار فرج، عبادتى بس بزرگ است و نقش مهم و به سزایى در پویایى و تحرک جامعه ایفا مى‏کند، اعتقاد به رجعت و بازگشت، هنگام ظهور حضرت مهدى (عج) نیز مى‏تواند نقش مهم و به سزایى در نشاط دینى و امید در حکومت جهانى آن حضرت داشته باشد.

در روایات آمده است که یک گروه از رجعت کنندگان، کسانى هستند که داراى ایمان محض هستند؛ از این جهت شخص علاقه‏مند به درک محضر آن امام آخرین و حجت الهى، نهایت تلاش خود را به کار خواهد برد تا به درجات بالاى ایمان برسد تا در زمره رجعت کنندگان باشد. از این‏رو، اهمیت اعتقاد به رجعت، کمتر از اعتقاد به مهدویت و انتظار فرج نیست.

 

پاورقی:

1- شیخ صدوق، الخصایص، مکتبة الصدوق، ص 108؛ بحارالانوار، ج 53، ص 63، از قول امام صادق (ع).

2- علامه طباطبایى، تفسیر المیزان، ج 12،ص 18 ـ 19؛ مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، بیروت.

3-  بحارالانوار، ج 53،ص و 121.

4-  همان، ص و 121.

5-  محمدرضا ضمیرى، رجعت یا بازگشت به جهان، ص 18،تهران، نشر موعود، چاپ اول.

6- علامه مجلسى، حق الیقین، ج 2،ص 248، چاپ دوم، انتشارات رشیدى؛ سید عبدالحسین طیّب، کلم الطیب، ص 586، تهران، کتابفروشى اسلامیه.

7-  محمدرضا مظفر، عقائد لاامامیه، ص 84، میرزاجواد تبریزی، صراط النجاة، ج 3، ص 421، دفتر نشر برگزیده، چاپ اول؛ جعفر سبحانى، بحوث فى الملل و النحل، ج 6،ص 367، چاپ دوم، مؤسسه النشر الاسلامى، قم،

8-  عبدالله شبّر، حق الیقین فى معرفة اصول الدین، ج 2، ص 35،منشورات اعلمى.

9-  تفسیر نمونه، ج 15،ص 561.

فرآوری: امیر رضا عرب      

بخش اعتقادات شیعه تبیان  

منبع : بخش دین و اندیشه آکاایران
برچسب :