بدن مثالی چیست؟
ادراک طولانی بودن یا کوتاه بودن برزخ هر کسی بسته به عقاید,کردار و تعلقات او به دنیاست اگر آدمی در دنیا تعلقش به دنیا کمتر باشد و گرفتار معاصی و عقاید فاسده نباش
برزخ

عالم‌ برزخ‌ را عالم‌ مثال‌ هم‌ می گویند چون‌ مثال‌ به‌ معنای‌ نمونه‌ و شبیه‌ است‌ و عالم‌ برزخ‌ نیز نمونه‌ای‌ از عالم‌ قیامت‌ و شبیه‌ به‌ آن‌ است. عالم‌ مثال‌ به‌ اندازه‌ سِعه‌ و ظرفیّت‌ خود حکایت‌ از قیامت‌ می کند. ظرفیّت‌ و سعه‌ عالم‌ مثال‌ همان‌ مقدار سعه‌ عالم‌ صورت‌ است‌ که‌ در آن‌ کمّ و کیف‌ موجود است‌ و به‌ همین‌ مقدار از انوار نفسیّه‌ قیامت‌ کبری‌ و از درجات‌ صدّیقین‌ و اصحاب‌ یمین‌ و از دَرَکات‌ منکرین‌ و جاحدین‌ و اصحاب‌ شمال‌ حکایت‌ می‌نماید.

همچون‌ عکس‌ نمودار در آئینه‌ که‌ آئینه‌ که‌ ظرف‌ تشکّل‌ و تصوّر صورت‌ است‌ به‌ قدر استعداد و ظرفیّت‌ خود از انسانی‌ که‌ در مقابل‌ آن‌ ایستاده‌ حکایت‌ می کند و آن‌ را نشان‌ میدهد و فقط‌ قدرت‌ آئینه‌ حکایت‌ صورت‌ است‌ و بس‌. آئینه‌ رنگ‌ چهره‌، گریه‌، خنده‌، حزن‌، خوشحالی‌، بزرگی‌، کوچکی‌، زیبائی‌ و زشتی‌، روشنی‌ و تاریکی‌، و زوایای‌ متحصّله‌ از چهره‌ها را که‌ بدان‌ چهره‌ها از هم‌ تمیز پیدا می‌کنند نشان‌ میدهد؛ ولی‌ آئینه‌ هیچگاه‌ نمی‌تواند شخصیّت‌، مقام‌ و درجه‌ سعادت‌ و شقاوت‌ و صفات‌ حسنه‌ و سیّئه‌ و ملکات‌ پسندیده‌ یا ناپسندیده‌ چون‌ شجاعت‌، عفّت‌، عصمت‌، عبودیّت‌، بُخل‌ و حسد، و آز و حرص‌ را نشان‌ دهد.

آری‌ آئینه‌ از خود صورت‌ ندارد، رنگ‌ و شکل‌ و کمّ و کیف‌ ندارد، صورت‌ و رنگ‌ و کمّ و کیف‌ او تابع‌ شکلی‌ است‌ که‌ در مقابل‌ آن‌ قرار میگیرد. عالم برزخ نیز چنین‌ است‌، موجودات‌ صوریّه‌ و مثالیّه‌ که‌ در آن‌ متحقّق‌ میگردد تابع‌ زیبائی‌ و زشتی‌ معنوی‌ و سعادت‌ و شقاوت‌ و ایمان‌ و کفر و عدالت‌ و فسق‌ و سائر خصوصیّات‌ شخصی‌ است‌ که‌ آن‌ صورت‌ و مثال‌ حکایت‌ از او میکند.

مۆاخذه انسان با بدن مثالی در برزخ   

 باید دانست‌ بدنی‌ که‌ در میان‌ قبر میرود و بروی‌ آن‌ خاک‌ می‌ریزند، غیر از صورت‌ مثالی‌ است‌ که‌ به‌ برزخ‌ میرود. سۆال‌ و حساب‌ با بدن مثالیی‌ است‌ نه‌ با بدن‌ خاکی‌؛ بدن‌ خاکی‌ حرکتی‌ ندارد، چشم‌ و گوش‌ و ادراک‌ ندارد، چه‌ در میان‌ قبر بپوسد یا نپوسد. اما بدن مثالیی‌ که‌ همان‌ عالم‌ صورت‌ انسانی‌ است‌، نمی‌میرد بلکه‌ زنده‌ است‌، دیده‌ بصیرت‌ و ادراکش‌ کم‌ نمی‌شود بلکه‌ افزون‌ میگردد؛ او مورد سۆال‌ و مۆاخذه‌، و مورد ثواب‌ یا عقاب‌ برزخی‌ قرار میگیرد.

ادراک طولانی بودن یا کوتاه بودن برزخ هر کسی بسته به عقاید، کردار و تعلقات او به دنیاست اگر آدمی در دنیا تعلقش به دنیا کمتر باشد و گرفتار معاصی و عقاید فاسده نباشد مکث او در برزخ کمتر خواهد بود. به عبارت دیگر هر چه سبکبارتر باشد و بی توجه به اعتبارات دنیوی باشد برزخ او کوتاه تر خواهد بود

و علت‌ آنکه‌ در بسیاری‌ از روایات‌ به‌ عالم‌ قبر، و نکیر و منکر در عالم‌ قبر، و مۆاخذه در قبر تعبیر شده‌ است‌ برای‌ آنست که عالم‌ برزخ‌ در دنبال‌ این‌ دنیاست‌، و قبر هم‌ بدنبال‌ زندگی‌ دنیاست‌؛ و بدین‌ مناسبت‌ عالم‌ برزخ‌ را که‌ تعلقی‌ به‌ عالم‌ قبر دارد به‌ عالم‌ قبر تعبیر نموده‌اند. بلی‌ در قیامت‌، روح‌ با بدن‌ جسمانی‌ مورد مۆاخذه‌ و ثواب‌ و عقاب‌ واقع‌ میگردد و معاد جسمانی‌ از ضروریات‌ مذهب‌ است‌؛ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ در محشر روح‌ را با بدن‌ حاضر میفرماید و به‌ سزای‌ اعمال‌ خود از خیر و شر میرساند.

وقتی انسان وارد عالم برزخ می شود و باید تا قیامت در آنجا بماند، آیا این مدت زمان طولانی و گذشت زمان را با روحش حسّ می کند؟

انسان با انتقال به برزخ از حقائقی آگاه می شود و آن حقائق را با روحش که یک نحوه اتّحادی با بدن مثالی دارد ادراک می کند. مثلاً در هنگام مرگ متوجه می شود که امور دنیوی و آن رسوم و عاداتی که در دنیا به آنها مقیّد بود اوهامی بیش نبوده است آنچه را که ملک خود و مال خود می دانسته و بدان تفاخر می کرد، همه پوچ و هیچ شده اند و هیچ گونه اثری برای او ندارد. اگر ریاستی داشته و به واسطه آن ریاست بر دیگران تکبر می ورزیده، الآن همه و همه به یکباره از بین رفتند و هیچ چیزی از آن تفاخر و تکبّر و ریاست برای او باقی نمانده است.[1]

چون عالم برزخ عالمی است مجرّد از ماده لذا نسبت به عالم ماده (دنیا) از لطافت بیشتری برخوردار است، تأثیر عذاب و لذت نعمات بر جان آدمی در برزخ به مراتب قوی تر از عالم دنیاست درست شبیه عالم خواب که مناظر زیبایی که آدمی در خواب و رۆیا می بیند گاهی بر زبان نمی آید و مناظر وحشتناکی هم که در خواب دیده می شود گاهی نظیری در عالم دنیا ندارند.[2]

پس انسان در عالم برزخ حقایقی را ادراک می کند، حال به این نکته می رسیم که آیا انسان برزخی زمان را هم حسّ می کند به گونه ای که اگر از جمله انسان های اولیه باشد برزخی طولانی را حسّ کند و اگر از جمله انسانهایی باشد که در نزدیکی قیامت مرده اند برزخی کوتاه را ادراک کنند؟ بالاخره طولانی بودن یا کوتاه بودن برزخ به چه صورتی است و آیا قابل ادراک آدم برزخی هست؟ طبق آیه ای از آیات قرآن استفاده می شود که کلّاً برزخ نسبت به قیامت خیلی کوتاه است یعنی وقتی فرشتگان سۆال می کنند: چقدر در زمین (مراد برزخ است) مکث داشته اید؟ آنها در پاسخ می گویند:

«قالُوا لَبِثْنا یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ» (یعنی یک روز یا بعض روز)[3]

در قیامت‌، روح‌ با بدن‌ جسمانی‌ مورد مۆاخذه‌ و ثواب‌ و عقاب‌ واقع‌ میگردد و معاد جسمانی‌ از ضروریات‌ مذهب‌ است‌؛ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ در محشر روح‌ را با بدن‌ حاضر میفرماید و به‌ سزای‌ اعمال‌ خود از خیر و شر میرساند

چون برزخ نسبت به خلود و جاودانگی قیامت که سنجیده می شود هر چه هم که طولانی باشد کوتاه خواهد بود چون بالاخره به انتها می رسد و آخری دارد، ولی مقام بحث ما اینست که بدون توجه به قیامت آیا زمان برزخ برای کسی که خیلی سابق از دنیا رفته واقعاً طولانی ادراک می شود یا نه؟!

در جواب باید گفت: طبق فرمایش امام راحل (ره) در کتاب چهل حدیث ادراک طولانی بودن یا کوتاه بودن برزخ هر کسی بسته به عقاید، کردار و تعلقات او به دنیاست اگر آدمی در دنیا تعلقش به دنیا کمتر باشد و گرفتار معاصی و عقاید فاسده نباشد مکث او در برزخ کمتر خواهد بود. به عبارت دیگر هر چه سبکبارتر باشد و بی توجه به اعتبارات دنیوی باشد برزخ او کوتاه تر خواهد بود.

امام راحل (ره) می فرماید: «... خود تعلق به دنیا و محبت به آن اسباب گرفتاری است بلکه میزان در طول کشیدن عالم قبر و برزخ همین تعلقات است هرچه آنها کمتر باشد برزخ و قبر انسان روشن تر و گشاده تر و مکث انسان در آن کمتر است و لهذا برای اولیاء بیشتر از سه روز ـ چنانچه در بعضی روایات است ـ عالم قبر نیست آن هم برای همان علاقه طبیعی و تعلق جبلی است[4].

 

پی نوشت ها:

[1] . ر.ک: انسان از آغاز تا انجام، علامه طباطبایی(ره)، ص 69،

[2] . ر.ک: معاد، دستغیب، ص 31ـ35.

[3] . مۆمنون، 112 و 113.

[4] . چهل حدیث، ص 124، امام خمینی (ره)

فرآوری: آمنه اسفندیاری 

بخش اعتقادات شیعه تبیان

منابع:

سایت اندیشه قم

کتابخانه طهور

 

منبع : بخش دین و اندیشه آکاایران
برچسب :