آثار مثبت شفاعت در زندگی
مساله شفاعت توجه ما را به نظام آفرینش بیشتر جلب می کند و ما را متوجه اسباب و وسایلی می سازد که خداوند مغفرت خود را از طریق آن ها به انسان ها می سازد,

شفاعت

شفاعت در حقیقت توسل به کسی یا چیزی برای جلب منفعت یا دفع ضرراست. این شفاعت در جایی است که سراغ سبب طبیعی و عادی یک امر برویم تا به آن برسیم سراغ یک شخص یا سبب دیگری که او نیز می تواند آن امر را برای ما فراهم سازد برویم. باور به شفاعت در گذر زمان دچار برداشت های غلطی گردیده که این تلقی اشتباه نیز آثار منفی به دنبال دارد. اما اگر باور به شفاعت یک باور صحیح باشد مطمئنا آثار مثبتی در زندگی دارد که در این مختصر به دنبال یافتن آن آثار در زندگی هستیم.

 

شفاعت مغفرت

این که آثار مثبت شفاعت در زندگی چیست؟ و آیا این موضوع سبب میل انسان به گناه و سستی در اعمال صالح نمی شود؟ بیشتر مربوط به شفاعت مغفرت است تا شفاعت رهبری (در نوشتارهای قبلی به طور دقیق و مفصل درباره ی انواع شفاعت سخن گفتیم). مهم ترین آثار اعتقاد به این نوع شفاعت همان آثاری است که از باور و اعتقاد به مغفرت الهی دیده می شود یعنی این که انسان اگر گناهی انجام داد، از رحمت الهی ناامید نشود.

به تعبیر استاد مطهری "همان طور که اعتقاد به مغفرت و آمرزش خدا موجب تجّری نمی گردد و تنها ایجاد امید واری می کند، اعتقاد به شفاعت هم موجب تشویق به گناه نیست. توجه به این نکته که شرط مشمول و شفاعت مشیت خدا و رضای اوست، روشن می کند که اثر این اعتقاد تا این اندازه است که دل ها را از یاس و نومیدی نجات می دهد و همواره بین خوف و رجا نگه می دارد." (1)

شفاعت را نباید تأثیر مستقل شافعان در دستگاه الهی دانست و برای آن ها یک نوع استقلال قائل شد و اگر چنین تصور کنیم خود نوعی شرک است

در تعدادی از آیات قرآن کریم، شفاعت شافعان و مغفرت را همواره وابسته به اذن خدا "ولاتنفع الشفاعت إلّا لمن اذن له" (2) یا رضایت او "ما من شفیع إلا من بعد إذنه" (3) یا اراده و مشیت او کرده است "ولا یشفعون إلا لمن ارتضی" (4) گاهی قرآن هر سه مورد را با هم مطرح می کند. وکم من ملک فی السموات و الارض لا تغنی شفاعتهم شئیا إلا من بعد أن یاذن الله لمن یشاء و یرضی (5) و بسا فرشتگانی که در آسمان هایند و شفاعتشان به کاری نیاید مگر پس از آن خدا برای هر کسی که خواهد و خشنود باشد اذن دهد.اعتقاد به شفاعت، علاوه برآثاری که براعتقاد به مغفرت مترتب است، آثار تربیتی و اخلاقی دیگری نیز دارد که از جمله برجسته ترین آن ها، پیوند معنوی و عاطفی با اولیای خدا و تأسی هر چه بیشتر به معصومین علیهم السلام است.

مساله شفاعت توجه ما را به نظام آفرینش بیشتر جلب می کند و ما را متوجه اسباب و وسایلی می سازد که خداوند مغفرت خود را از طریق آن ها به انسان ها می سازد. از آن جا که این اسباب و وسایل همان انسان های کامل و برگزیده هستند توجه و توسل به آن ها، انسان را هرچه بیشتر با الگوهای زندگی اصیل آشنا می سازد و موجب نزدیکی روحی و معنوی بین انسان و آن ها می گردد این ارتباط روحی محبتی عمیق درون انسان نسبت به آن اولیای خدا ایجاد می کند و این محبت، پیروی می آورد و پیروی از آن ها موجب رستگاری می گردد. به بیان دیگر اولیای الهی کسانی اند که محبت خدا را چشیده اند و از آن سیراب گشته اند، اما ما و بسیاری از انسان های معمولی، به دلیل عظمت خالق و این که همه ی هستی را وجود او در برگرفته و هیچ ضدی ندارد، متوجه حضور او نمی شویم، یعنی از شدت ظهورش او را نمی بینیم. (6)

مساله شفاعت توجه ما را به نظام آفرینش بیشتر جلب می کند و ما را متوجه اسباب و وسایلی می سازد که خداوند مغفرت خود را از طریق آن ها به انسان ها می سازد

برای ما دسترسی به اولیای خدا که انسان هائی شبیه ما هستند بسیار ساده تر است، بنابراین اگر محبت این ها در وجود ما رخنه کند، این امر ما را به محبت خدا خواهد رساند، چنان که قرآن کریم می فرماید: قل اِن کنتم تحبون الله فاتبعونی بحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم" (7) ای پیامبر بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من تبعیت کنید تا خدا هم شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشاید.

بنابرآنچه گفته شده می توان چنین نتیجه گرفت: اولاً: شفاعت را نباید تأثیر مستقل شافعان در دستگاه الهی دانست و برای آن ها یک نوع استقلال قائل شد و اگر چنین تصور کنیم خود نوعی شرک است. پس همیشه باید شفیع را وسیله و واسطه ای که خداوند خود برای ما معین کرده بدانیم نه بیشتر "واتبغوا الیه الوسیله" (8) و به سوی او وسیله ای بجویید:

ثانیاً: توسل به شافعان به هیچ وجه مستلزم این نیست که انسان مستقیماً سراغ خدا نرود. خداوند، انسان های گناهکار را دعوت کرده است که مستقیماً هم به درگاه او بروند "ای بندگان من که برخویشتن زیاده روی روا داشته اید از رحمت خدا نومید نشوید. در حقیقت، خدا هم گناهان را می آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است، وبه سوی پروردگارتان بازگردید و تسلیم او شوید، پیش از آن که عذاب در رسد و دیگر یاری نشوید." (9)

پس باید انسان بین این دو را جمع کند. همان گونه که در امراض جسمی هم به سراغ طبیب می رویم و هم به درگاه خدا برای بهبودی خود دعا می کنیم. در امراض روحی نیز باید مستقیماً به درگاه خدا گریه و ناله کرد و هم به سراغ اسباب و وسایلی رفت که خودش معین فرموده است.

 

چکیده:

آثار مثبت شفاعت در زندگی توجه بیشتر به نظام آفرینش ، توجه و استفاده از اسباب و وسائلی که خداوند برای انسان قرار داده از جمله: توسل به انسان های کامل و برگزیده و آشنائی با آنها و نزدیکی روحی و معنوی با آن بزرگواران می باشد. این ارتباط روحی محبت و این محبت پیروی و به دنبال آن رستگاری را برای انسان رقم می زند.

فراوری: جعفری

بخش اعتقادات شیعه تبیان

منبع : بخش دین و اندیشه آکاایران
برچسب :