مناجات زیبای وداع با ماه مبارک رمضان 99
مناجات وداع با ماه رمضان میرداماد,مناجات وداع با ماه رمضان مهدی رسولی,شعر مناجات وداع با ماه رمضان,مناجات وداع با ماه رمضان کریمی,مناجات وداع با ماه رمضان حاج م

ذاکر جوادالائمه محسن جعفری | وداع ماه رمضان

آکاآپ: ماه میهمانی خدا هم با تمام برکاتی که داشت به پایان رسید و تنها حسرت را برای ما به یادگار گذاشت حتی اگر خیلی‌ها از این ماه فیض برده باشند غم بزرگی آن‌ها را فرا خواهد گرفت انس با ماه رمضان و قرآن، روزه داری، شب زنده داری‌ها و کار‌های خیری که هزار برابر ماه دیگر دارای فضلیت و ثواب است و در‌های بهشت به روی همه گشوده شد؛ در ماه رمضان زمین و آسمان، عرش و کائنات و بهشت با هم پیویند خورده بودند افسوس که این خان بزرگ الهی به پایان رسید.به مناسبت به پایان رسیدن این ماه پر فیض, زیباترین مناجات و اشعار وداع با ماه مبارک رمضان را برای شما عزیزان و همراهان آکا , گردآوری کرده ایم .در ادامه با ما همراه باشید.

مناجات زیبای وداع با ماه مبارک رمضان

با اشک کنم بدرقه ماه رمضان را

با شوق کنم زمزمه آوای اذان را

 

غفران خدا بار گناهان مرا برد

چون رود که با خود ببرد برگ خزان را

 

هر قدر که اظهار نمایم شعف خویش

پنهان نتوان کرد نگاه نگران را

 

عید آمده  عیدی خدا هست مهیا

بگذار زمین ای دل من بار گران را

 

هر قدر که زیبا و پر از نور ولی رفت

هرگز نشود تا که نگه داشت زمان را

 

ایام خوشی بود سحرهای  قشنگش

میشد که کنی درک تجلی جنان را

 

یک ماه کشیدیم مشقت شب مزد است

تمرین کن و از کذب،نگهدار زبان را

 

امشب در میخانه دلدار شلوغ است

برد عشق ازل هوش همه میزدگان را

 

امشب شب مستی است اگر باده حرام است

بر من بنویسید گناه دگران را

 

میبینم از این عشق که غوغاست به عالم

شیدا شرر عشق کند پیر و جوان را

 

با موی شکن در شکنت بسته ام عهدی

هرگز ندهم جز به خم موی تو جان را

 

بگذار که در عشق تو گمنام بمانم

رسوا مکن این سائل بی نام ونشان را

 

پشت در میخانه نشستم دو سه روزی

تا که نگرم عربده باده کشان را

 

پیمانه به پیمانه نشانی تو دیدم

دیدم  شعف وشور همه حیدریان را

 

فطر آمده تبریک که هنگام سرور است

در روغن عشق تو زدم تکه نان را

 

هر چند کمیل از تو بسی شکر گزار است

مهمان کرم کن دل این دلشدگان را

 شاعر:کمیل یزدی

ای عاشقان ماه خدا کم کم به پایان می رسد

با رفتنش بر مومنان هنگام حرمان می رسد

 

یکماه شور بندگی ماه جلای قلبها

ترک همه یاران کند دوران هجران می رسد

 

خوان الهی می شود برچیده از روی زمین

پایان برخورداری مهمان یزدان می رسد

 

یاد سحرهایش بخیر یاد نماز وروزه ها

هر روزه دا ی در وداع با چشم گریان می رسد

 

تا می توانی توشه گیر از ماه پر فیض خدا

یکسال دوری تو و این ماه ایمان می رسد

 

ای کاش فیض ماه حق در جان ما مانا شود

بینیم یکسال دگر این مه فروزان می رسد

 

یارب مدد کن تا که ما دور ازگنه باشیم چون

با رفتنش آزادی اصحاب شیطان می رسد

شاعر:اسماعیل تقوایی

 

مناجات وداع با ماه رمضان, شعر وداع با رمضان

خداحافظ ای ماه عشق وسجود

خداحافظ ای کیمیای وجود

 

خدا حافظ ای ماه سوز ودعا

مه خلسه ی ربنا ربنا

 

خداحافظ ای بهر قرآن بهار

مه بارش رحمت کردگار

 

خداحافظ ای ماه جوشن کبیر

مه افتتاح و دعای مجیر

 

خداحافظ ای ماه قرآن نزول

گناهان ما را دلیل افول

 

خداحافظ ای ماه کیف سحر

که پر فیض بودی ونیکوثمر

 

همه درکنارت صفا کرده ایم

به پیمان با حق وفا کرده ایم

 

خداحافظ ای نردبان عروج

زشهرت بود سخت،عزم خروج

 

دگرگون شده با تو احوال ما

زفیضت نکو گشته اقبال ما

 

خوشا روزه داران درگاه تو

خوشا رهروی رفته در راه تو

 

خداحافظ ای ماه راز ونیاز

وداعت بود برهمه جانگداز

 

دل روزه دارت شود تنگ،تنگ

فراقت شودجان ما را شرنگ

 

بخواهیم حق را که سال دگر

نماییم از کوی عشقت گذر

شاعر:اسماعیل تقوایی

مناجات وداع با ماه رمضان, شعر وداع با رمضان

ما را کبوترانه وفادار کرده است
آزاد کرده است و گرفتار کرده است
بامت بلند باد که دلتنگیت مرا
از هر چه هست غیر تو بیزار کرده است
خوشبخت آن دلی که گناه نکرده را
در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است
تنها گناه ما طمع بخشش تو بود
ما را کرامت تو گنه کار کرده است
چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است
فاضل نظری

انجمن راسخون - اشعار وداع با ماه رمضان

مناجات وداع با ماه رمضان, شعر وداع با رمضان

عطر اشک و دعا خداحافظ

ماه خوب خدا خداحافظ

 

رمضان ای کریم سی روزه

می رود این گدا خداحافظ

 

سفره را بسته ای و باز شده

راه افسوس با خداحافظ

 

روزها!جزها!تلاوت ها!

سوره ها آیه ها خداحافظ

 

 در شب عید غصه باید خورد

جای افطار با خداحافظ

 

می رود محو می شود رمضان

می رسد این ندا: خداحافظ

 

ای دعای خوش ابوحمزه

در سحرهای ما خداحافظ

 

به صفای تو تازه دل بستیم

می روی بی وفا؟ خداحافظ؟

 

فرصتی نیست در شب آخر

ربنا اغفرلنا خداحافظ

شاعر:سید محمد حسین ابوترابی

مناجات وداع با ماه رمضان, شعر وداع با رمضان

دیدی رمضان رفته و پر باز نکردم

تا خیمه گهِ سبز تو پرواز نکردم

 

ماه تو گذشت عاشقی آغاز نکردم

من پُست غلامیِ تو احراز نکردم

 

ساقی بده جامی که تو را درک نکردم

 شاید که دگر میکده را درک نکردم

 

من لایق مهمانی ات ای یار نبودم

من قابل الطاف تو ای یار نبودم

 

بودم به حضور تو و انگار نبودم

در محضر تو بودم و انگار نبودم

 

من بار دگر خسته و تنها شدم ای وای

شرمنده ی تو یوسف زهرا شدم ای وای

 

شب های مناجات و دعا رفت ز دستم

فیض سحر ذکر خدا رفت ز دستم

 

یک ماه نه یک عمر صفا رفت ز دستم

همسفرگیِ با شهدا رفت ز دستم

 

جامانده ترین رهروِ این جاده منم من

از پا و نفس بین ره افتاده منم من

 

افسوس که رفته ز کفم حاصلم ای دوست

آلوده نمودم به چه سرعت دلم ای دوست

 

بیمار گناهم چه کنم غافلم ای دوست

بنما تو به درک عرفه شاملم ای دوست

 

راضی شو ز من گرچه گنهکار و حقیرم

بنگر به «أجِرنا» پیِ احسان مجیرم

 

من جز تو کسی را گل زهرا نستایم

شکرانه به جا آورم از این که گدایم

 

با عشق تو می سوزم و می سازم و آیم

تا آنکه زنی در حرمت قفل به پایم

 

بگذار سحرها به قنوت تو بمانم

مثل تو سحر ناله ی العفو بخوانم

 

شب های زیارت ز دل خسته دلان رفت

هم ناله شدن با نفس سینه زنان رفت

 

گریه ز غم قافله ی اهل جنان رفت

تا اینکه براتی ز تو گیریم زمان رفت

 

هرکس که از او قلب تو دلدار رضا شد

داریم یقین روزیِ او کرب و بلا شد

 

دست کرمت گر ز کسی دست نگیرد

بیچاره شود زار و گنهکار بمیرد

 

خوش بخت هر آنکه دلت او را بپذیرد

از لوث گنه پاک شده عید بگیرد

 

بر ما که فقیران ره تزکیه هستیم

عیدی بده ما مستحق فطریه هستیم

 

ای آن که تو صاحب به زمین و به زمانی

هستی به کنار همه و باز نهانی

 

فرزند رضا ضامن عشاق جهانی

ای کاش نمازی به صف فطر بخوانی

 

تا آنکه به دست دل تو دل بسپاریم

سر بر قدمت یوسف زهرا بگذاریم

شاعر:احسان محسنی فر

وداع با ماه مبارک رمضان -10 تیر 95-هیئت عاشوراقم :: وبلاگ شخصی ...

مناجات وداع با ماه رمضان, شعر وداع با رمضان

رمضان رفت ولی بار گناهم مانده

به همان سفره ی تو خیره نگاهم مانده

 

گفته بودم به خودم توبه کنم خوب شوم

رمضان رفت ولی روی سیاهم مانده

 

داده ام دل به علی ضامن این بد بشود

خط نزن نام مرا راه نجاتم مانده

 

به همان رّبنا بر دم افطار سوگند

که براین گداییم هستم خدایا خرسند

 

شده ام آتش نمرود گلستانم کن

تشنه ی اب حیاتم تو سیرابم کن

 

نیمه شب وقت سحر دست به دعا برداشتم

خجل و شرمنده ام دست از شما برداشتم

 

مزد این سی شبه را برات کربلا بده

تو به جای گریه هام یه ایون طلا بده

 

عید فطر امده است عیدی به من برات بده

تو به من مجوز رد شدن از صراط بده

 

هرکه گفت حسین حسین آقا خودت نجات بده

شاعرت خسته شده جوهری به گدات بده

شاعر:حامد فعلی

منبع : بخش دین و اندیشه آکاایران
برچسب :