درس اخلاق به زبان ساده
متنی که در زیر مطالعه می کنید جلسه ی اول از کلاس های اخلاق مرحوم علامه است که برای سال اول راهنمایی برگزار می کردند,با توجه به سنی که مخاطب ایشان بودند,غنی ترین

متنی که در زیر مطالعه می کنید جلسه ی اول از کلاس های اخلاق مرحوم علامه است که برای سال اول راهنمایی برگزار می کردند.با توجه به سنی که مخاطب ایشان بودند ، غنی ترین محتوا با ساده ترین کلمات بیان شده است.....

 
بیشتر فارغ التحصیلان علوی یکی از عوامل سازنده ی شخصیت خود را کلاس های اخلاق استاد می شمارند و تأثیر آن را پس از گذشت سال ها در وجود خود لمس می کنند و خاطرات شیرین آن کلاس و تکیه کلام های استاد را برای هم می گویند و تکرار می کنند. در سال 1351 آقای عدالتی ـ یکی از همکاران دبیرستان ـ از استاد خواست تا اجازه دهند درس اخلاق ایشان ضبط شود. استاد ابتدا نمی پذیرفتند ولی در نهایت با اصرار زیاد قبول کردند. در طول یک سال تحصیلی درس های اخلاق استاد برای هر شش پایه ی دبیرستان در آن زمان توسط نامبرده ضبط شد و پس از استخراج، مورد تصحیح و ویرایش استاد قرار گرفت.

این درس ها را می توانید به تدریج بر روی سایت در بخش درس های اخلاق در ستون آثار استاد مطالعه کنید.

سلامٌ علیکم، خب حال شریف خُبِسْ؟ احوالتون چه طورِس؟، حالتون بهترس، یا احوالتون؟! یقین حالتونم مثل احوالتونه. خوب اومدین مدرسه درس بخونین؛ واسه چی درس بخونین؟

واسه ی این که دیپلم بگیریم، اونوقت بگن آقا دیپلم است! به به به آفرین! بعدش چی؟ بعد بریم دانشگاه، لیسانس بشیم! به به به آقا لیسانسیه است! ماشا اللَّه ماشا اللَّه، چشم نخوری ایشالّا!

همه سال ما در روز اوّل، این صحبت را می کنیم که هدِف از آمدنِ مدرسه چیه؟

شش سال است شما آقایان درس خواندید. شاید اگر از بعضی ها بپرسند که شما برای چی درس می خوانید؟ نتواند جواب بدهد و بگوید: همه درس می خوانند، من هم درس می خوانم. روز اوّل مهر مگر می شود آدم تو خانه بماند؟ باید به مدرسه برود: دبستان، بعد راهنمایی، بعد هم دبیرستان، بعد هم دانشگاه، بعد هم شغلی انتخاب کنیم و زن و بچّه دار شویم. هدف همینه دیگه، شعرش هم اینه:

می خواهم برم من مدرسه دایه دایه جون

دایه دایه جون بخونم درس هندسه دایه دایه جون، دایه دایه جون

چه شعر قشنگی! چه خومشزه است! دایه زنی است که به بچه شیر می‌دهد. یعنی ننه‌جون می‌خوام برم مدرسه درس هندسه بخونم! بهتر از این می‌خواستین؟!

خلاصه ی حرف آقایان این شد که اگر ما درس بخوانیم هم برای خودمان خوبیم و هم برای دیگران

خوب حالا بفرمایین ببینم هدف از آمدن مدرسه چیست؟ واقعاً ما چرا درس می خونیم؟ هرکی علقِش [عقلش] می رسه بگه. اوّل یه خورده فِرکشو بکونین فکرش را بکنید یالّا بگین بچّه ها؟

- آمدیم برای این که هدفمان را بفهمیم.

-شما بی هدف که ,کودک,درس خواندن,علامه کرباسچیان,دعا و شرایط دعا کردن

- خوب این هم یک نظری است که او را معالجه کنیم، بعد بگه متشکّرم! متشکّرم! بعد یه کادو هم بیاره واسه مون، بسار خوب، این هم نظر آقا!

پس خلاصه ی حرف آقایان این شد که اگر ما درس بخوانیم هم برای خودمان خوبیم و هم برای دیگران. حالا برای خودمان خوبیم یعنی سود بیشتری می بریم؛ پول گیرمون میاد. برای دیگران هم، همه اش دور زد روی این مسأله که دکتر می شیم، مریضا رو خوب می کنیم، یا جلوی مرض مسری رو می‌گیریم. پس همه می خوان دکتربشن. همین جور دکتر، دکتر، دکتر! خُب اون وقت مریضش کیه؟!

 

نه! ببینید آقایون! باید یه خورده وسیع تر فکر کنین. هرکسی میگه من هدفم اینه که دکتر شم، مریض معالجه کنم؛ خدمت به اجتماع کنم ؛ و پول هم در ضمن بیشتر گیرمان بیاد و تشکّر هم از ما بکنن. همه ش دور می زند روی این مسأله، به این مقدار مطلب تمام نمیشه، باید یک فکر دیگه کرد.

- باید ببینیم در جامعه چه رشته ای کم داریم، بریم دنبال اون رشته.

- خُب این هم یک نظری است. بسیار خوب. بفرمایید آقا.

- ما درس می خوانیم تا شاید بتوانیم یک وسیله ی راحتی برای مردم اختراع کنیم.

- مثلاً هواپیما اختراع کنیم، یک ساعته از این جا بره مشهد. آن وقت خوبه دیگه؟! راحت و خوب! و حال این که اون روزگاری که مردم یک ماه در راه بودند تا برن مشهد، از حالا خیلی آرام تر و آسوده تر و خوش تر بودند. آیا این زندگانی ماشینی، راحت تر است یا زندگانی روزهایی که این اختراعات نشده بود؟

آقایان در این موضوعی که امروز بحث شد فکر کنید و از پدرها و برادرها هم استفاده کنید که واقعاً هدف یک انسان از تحصیل چیه؟ تا به خواست خدا اگر عمری بود، جلسه ی بعد بنده خدمت رسیدم، درباره ی آن صحبت کنیم. چون امروز هنوز مطلب روشن نشده و زنگ هم خورد، دیگه بیشتر از این بحث نمی‌کنیم. 

 

 

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی  تبیان

منبع : بخش دین و اندیشه آکاایران
برچسب :