امام کاظم علیه السلام و هدایت در سایه ی خفقان
همیشه شرایط و اوضاع مناسب و باب میل انسان نیست تا در بهترین شرایط بهترین تصمیم و تدبیر را پیاده بکند بلکه مهمترین شاخصه,آمادگی کامل و سرعت عکس العمل نسبت به هر

اوج قدرت تاکتیکی و شکل مبارزه با کفر و طاغوت را می توان در زندگی ,امام کاظم, موسی بن جعفر, تقیه,زندگینامه بزرگان دینی

در مقابل، فردی مانند "علی بن یقطین" وجود دارد که در دستگاه عباسی می باشد. وی بارها خدمت حضرت کاظم علیه السلام اظهار گله از کار در حکومت می کرد و از ایشان اجازه می خواست که بیرون بیاید ولی حضرت، او را به صبر و تقوای الهی توصیه می کردند و اجازه خروج به او نمی دادند. و حتی برای ابقای او دستورات و توصیه هایی می کردند. در موردی هارون الرشید یک پارچه ی قیمتی به علی بن یقطین جایزه داد و او جامه را خدمت حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام فرستاد. حضرت پارچه را برگردانید و فرمود: «پارچه را معطر کن و در جای محفوظی از آن نگهداری نما.» سعایت کاران قضیه را به هارون اطلاع دادند. روزی هارون پرسید: کجاست جامه ای را که به تو جایزه دادم چرا نمی پوشی؟ علی بن یقطین گفت: چون هدیه شما بود آن را معطر کردم و در جای محفوظی نگهداری می کنم؛ و غلام خود را فرستاد تا پارچه را آورد. هارون قسم خورد که از آن پس حرف دیگران را درباره او نپذیرد.


دست گیری از ظاهر و باطن مردم

امام کاظم علیه السلام مردم را عیال خدا و بندگان خدا می دیدند و برای هدایت و سعادت آنها محزون و غمگین می شدند. اگر مشکل معیشتی آنها بود سعی در رفع آن می کردند. شیخ مفید می نویسد که شبانه به کمک نیازمندان می رفت و به آنها کمک می کرد در حالی که آنان او را نمی شناختند! (4)

در برخی اوقات محل رجوع اهل علم بودند که از دریای زلال معرفت خود آنان را سیراب می کردند. در برخورد با اهل لهو و لعب (البته با توجه به شرایط) با تندی برخورد نمی کردند. " بُشر حافی" همان کسی است که با جمله حضرت پابرهنه و دیوانه ی حضرت شد و خودی از او نماند و شهیر به حافی (پا برهنه) شد. با یک جمله آن هم به کنیز او هنگامی که زباله را می خواست بیرون بگذارد و از منزل مجلل او صدای لهو و لعب می آمد حضرت رو به کنیز گفتند: آیا مالک این خانه بنده است یا آزاد؟ در پاسخ گفت: آزاد. حضرت فرمودند: آزاد است که این چنین است و گرنه بنده اینطور نیست. زمانی که بُشر این را شنید پیشانی اش قبل از دفن به سنگ لحد خویش خورد و از خواب غفلت بیدار شد. (5)

هنر و تاکتیک این امام در مقابله با این افراد را می توان مشاهده کرد. مسیری که شما را در دل جبهه ی دشمن فعال می کند ولی او چیزی در فعالیت شما مشاهده نمی کند. این پیدای پنهان «تقیه» نام دارد. آرایشی نظامی که شیعه در طول تاریخ تا زمان ظهور موعود از آن بی نیاز نخواهد شد

سر بر آستان دوست

تمام این روش ها و تاکتیک ها برای برافراشتن پرچم توحید و کلمه "لا اله الا الله" بر روی زمین است. و این محبت و علاقه پیرو میزان معرفت و شناخت ایشان از حضرت حق می باشد. ایشان این همه زحمت و مشقت را در راه دوست با ارزش نمی دیدند. و بنا بر نقل، اول شب در مسجد النبی حاضر می شدند و شب را در سجده و با نوای «عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک» (٦) صبح می کردند.(7)
اگر مولای ما با این حد از بندگی این طور سر بر آستان محبوب می سایند پس ما هم به تاسی از ایشان در شب های ماه رجب که ماه استغفار و زدودن غبار گناه از دلمان است این ذکر را بگوییم و وجود خود را از کدورت ها و تاریکی ها منور کنیم. إن شاء الله.

 

پی نوشت:

1) نهج البلاغه، نامه 62.
2) عوالم العلوم ج 21 ص 241.
3) معجم رجال الحدیث ج 10 ص 241 : فَمَنْ أَحَبَّ بَقاءَهُمْ فَهُوَ مِنْهُمْ وَمَنْ کانَ مِنْهُمْ کانَ وَرَدَ النّار.
4) ارشاد ص 227 چاپ دار الکتب الاسلامیه.
5) تتمه المنتهی 231.
6) گناه بنده ات بزرگ شد، پس بخشودگی از نزد تو چه زیبا است .
7) اعلام الهدایة، ص 29-انوار البهیة، شیخ عباس قمی، ص 190.

حجةالاسلام امین توفیقی       
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

منبع : tebyan.net

منبع : بخش دین و اندیشه آکاایران
برچسب :