رمزی برای موفقیت دنیوی و اخروی + حکایتی شنیدنی
هر گاه بنده ای در مورد خودش رعایت انصاف را بکند و حق دیگرانی را که پیش او است بپردازد,خداوند متعال دو لطف به او می نماید: اول اینکه از طر ف خودش رزقی به او می د

,انصاف,عدل,رعایت انصاف منصف بودن,اخلاق و عرفان اسلامی

انصاف که از زیباترین خصلت‌هاى اخلاقى است به معناى عدالت‌ورزى و اجراى قسط و اقرار به حقوق مردم و اداى آنهاست و این که هر خیرى را براى خود مى‌‌خواهم براى دیگران هم بخواهم و هر زیان و ضررى که براى خود نمى‌پسندم براى دیگران هم نپسندم .

 

1- انصاف و گسترش محبت:

انصاف باعث جلب محبت دیگران و ادامه محبت ها و صمیمیت ها می گردد[1] و هر گونه بی انصافی و بی عدالتی در خانواده و اجتماع، مانند آتشی است که پیوندها را می سوزاند و از بین می برد.در روایات متعددی این گونه بشارت داده اند که انسان منصف همیشه دوستان و رفقای زیادی دارد و همه پشتیبان او خواهند بود.[2]

2- انصاف و پاک شدن اختلاف ها:

منشأ بروز و ادامه بسیاری از اختلاف ها و در گیری ها، بی انصافی هر دو طرف اختلاف یا یکی از آن ها است. حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:«الانصاف یرفع الخلاف و یوجب الائتلاف؛[3]

انصاف، اختلافات را از بین می برد و موجب الفت و همبستگی می شود».

3- انصاف و آسایش:

برخی افراد می دانند که در پرونده مورد اختلافشان حق با آن ها نیست. اما مدت های مدیدی وقت و فکر خود را صرف می کنند و نزاع و دادگاه را آن قدر ادامه می دهند تا به خیال خام خود پیروز گردند. در حالی که نمی دانند این پیروزی بر فرض هم که به دست آید، ظاهری است و به قیمت از دست دادن آرامش و آسایش دنیوی و اخروی آن ها تمام می شود. به همین علت حضرت زهرا (علیهماالسلام) فرمودند:«فرض... العدل تکیناً القلوب؛[4] ؛ خداوند عدالت و انصاف را برای آرامش دل ها واجب نموده است».

هر گاه بنده ای در مورد خودش رعایت انصاف را بکند و حق دیگرانی را که پیش او است بپردازد، خداوند متعال دو لطف به او می نماید: اول اینکه از طر ف خودش رزقی به او می دهد که او را قانع می نماید و دیگر اینکه رضایت خودش را شامل حال او می نماید که باعث نجاتش می گردد

حضرت علی (علیه السلام) نیز می فرمایند:

«ال,انصاف,عدل,رعایت انصاف منصف بودن,اخلاق و عرفان اسلامی

«الا انه من ینصف الناس من نفسه لم یزده الله الا عزّا؛[9]

هر کس در بر خورد با مردم رعایت انصاف را بنماید، خدا جز بر عزت او نمی افزاید».

آن حضرت در سخن دیگری می فرمایند:

پیش از آنکه از تو دادخواهی کنند، تو خود از خویشتن دادخواهی کن؛ زیرا این کار منزلت تو را بالاتر می برد و پروردگارت را بیشتر خشنود می کند.[10]

 

 

از آن بهره ورتر در آفاق کیست                     که در ملک رانی به انصاف زیست؟

چو نوبت رسد زین جهان غربتش                 ترحم فرستند بر تربتش

بد و نیک مردم چو می بگذرند                     همان به که نامت به نیکی برند

 

6- انصاف و مقبولیت نظر:

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

کسی که در برخورد با خود و نظر دادن درباره خویش رعایت انصاف را بنماید [و عیب پوشی و بزرگ نمایی ننماید] مردم نظر او را در موارد و اشخاص دیگر بپذیرند.[11]

7- انصاف و پیروزی:

اگر کسی انصاف را رعایت نمود و از مطلوب خود دور شد، خدایی که همه چیز و همه دل ها در دست او است، او را پیروز خواهد نمود.

حضرت صادق (علیه السلام) این قانون الهی را این گونه بیان می نمایند:هرگز دو نفر در امری نزاع نکردند که یکی از آن ها انصاف بدهد و دیگری قبول نکند، مگر اینکه آن دیگری مغلوب می گردد. [12]

8- انصاف و رزق و روزی:

بسیاری از بی انصافی ها برای جلب رزق بیشتر و دور نمودن ضرر از خود است. در حالی که خزائن هر چیزی از جمله رزق و روزی در دست خدا است و با این ترفندها جز زحمت و وبال چیزی به دست نخواهد آمد.

حضرت صادق (علیه السلام) می فرمایند:

هر گاه بنده ای در مورد خودش رعایت انصاف را بکند و حق دیگرانی را که پیش او است بپردازد، خداوند متعال دو لطف به او می نماید: اول اینکه از طر ف خودش رزقی به او می دهد که او را قانع می نماید و دیگر اینکه رضایت خودش را شامل حال او می نماید که باعث نجاتش می گردد[13]

در طول تاریخ بارها اتفاق افتاده که افرادی به منصب ها و نعمت هایی رسیده اند، اما همین که شیرینی قدرت و نعمت را چشیدند، بی انصافی و بی عدالتی نموده و برای خود و دوستان و بستگان ویژه خواری کردند. از این رو سنت قطعی تاریخ در مورد آنها اجرا شده، قدرت و نعمت آنها پا برجا نمانده است. شرط اساسی دوام نعمت ها و منصب ها رعایت عدل و انصاف است

حضرت امیر (علیه السلام) نیز می فرمایند:

«بالعدل تنضاعف البرکات؛[14] ؛‌به واسطه عدل و انصاف برکات الهی چند برابر می گردد».

 

حکایتی زیبا:

دو برادر با هم در مرزعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آن ها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را باهم نصف می کردند. یک روز برادر مجرد با خود فکر کرد و گفت: درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم. من مجرد هستم و خرجی ندارم؛ ولی او خانواده بزرگی را اداره می کند. بنابراین شب هنگام یک کیسه پر از گندم برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت. در همین حال برادری که ازدواج کرده بود با خود فکر کرد و گفت: درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم. من سر و سامان گرفته ام، ولی او هنوز ازدواج نکرده است و باید آینده اش تأمین شود. بنابر این او هم کیسه ای پر از گندم را مخفیانه روی محصول برادر ریخت. این روش سالیانی موقع تقسیم محصول بین آن دو برادر اتفاق می افتاد.

سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند که چرا ذخیره گندمشان هیچ وقت تمام نمی شود و از طرفی همیشه با هم مساوی است. تا آنکه در یک شب تاریک دو برادر در راه انبارها به یکدیگر برخوردند. مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آنکه سخنی بر لب بیاورند، کیسه هایشان را زمین گذاشتند و یکدیگر را در آغوش گرفتند و راز برکت مالشان را فهمیدند.

تو نیکی می کن در دجله انداز                    که ایزد در بیابانت دهد باز   

 

پی نوشت ها:

[1] - آمدی ، غررالحکم، ص 394

[2] - همان

[3] - همان

[4] - شیخ صدوق، عالی الشرائح ج1، ص 348

[5] - آمدی، غررالحکم، ص 394

[6] - همان

[7] - شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج2 ص 34

[8] - محمدباقر مجلسی بحار الانوار، ج 75، ص 83

[9] - کلینی، کافی، ج3، ص 144

[10] - آمدی، غررالحکم، ص 394

[11] - کلینی، کافی، ج2، ص 146

[12] - حر عاملی، وسائل الشیعة، ج15، ص 285

 13] - محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج73ص 36

[14] - آمدی، غررالحکم، ص 446  

فرآوری : محمدی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

منبع : بخش دین و اندیشه آکاایران
برچسب :